مجمع الذاکــــــرین قائمــــــــشهر
ضیافت الحسین
قالب وبلاگ
لینک دوستان

روضه های امیر المومنین(ع) از شهید مطهری   دفن مخفيانه علی ( ع )   

 چرا علی ( ع ) را با آن همه دوستانی كه دارد ، شب به طور محرمانه دفن می‏كنند ؟ از ترس خوارج ، چون آنها می‏گفتند علی مسلمان نيست و خطر اين بود كه شب بروند و قبر علی را بشكافند و جنازه علی را بيرون بياورند تا اواخر دوره امام صادق ( ع ) يعنی تا حدود صد سال بعد ،كسی نمی‏دانست علی ( ع ) راكجا دفن كرده‏اندصبح بيست ويكم،امام حسن( ع )صورت جنازه‏ای ساخت و آن را به‏عده‏ای داد كه به مدينه ببرند ، تا مردم خيال كنند كه علی را به مدينه‏ بردند تا در آنجا دفن كنند . فقط اولاد علی ( ع ) و يك عده از شيعيان‏خاص ، محل دفن علی ( ع ) را می‏دانستند  يكی از آنها مردی است به نام صعصعة بن صوحان . اوازآن دوستان مصفی و پاكدل اميرالمؤمنين است ، و سخنور و خطيب هم هست  و در حضور اميرالمؤمنين سخنوريها كرده است . همين‏ كه علی ( ع )را دفن كردند ، در حالی كه حزن و غيظ و خشم فوق‏العاده‏ای در همه [ به وجود آمده ] و بغض ، گلوی همه را فشار می‏دهد و يا گريه می‏كنند ، يك مرتبه اين " صعصعه " در حاليكه قلبش در يك فشار سختی بود ، يك‏ مشت خاك از قبر علی ( ع )برداشت و بر سر خود پاشيد و بعد دستش را روی قلبش گذاشت و آن وقت شروع كرد به سخن گفتن با علی ( ع) السلام عليك يا  اميرالمؤمنين ، لقد عِشتَ سعيدا و مِتَّ سعيدا تو چقدر سعادتمند زندگی كردی و چه سعادتمند از دنيا رفتی ، تولد تو در خانه خدا بود و در خانه خدا هم شهيد شدی ( از خانه خدا تا خانه خدا ) . علی جان ! تو چقدر بزرگ بودی و چقدر اين مردم ، كوچك بودند . به خدا قسم اگر مردم برنامه‏ تو

را اجرا كرده بودند لاكلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم نعمتها از بالا و
پائين  (بهتر است بخوانید نعمتها از آسمان و زمین ) برای آنها می‏جوشيد و نعمتهای مادی و معنوی به آنها می‏رسيد ، ولی‏ افسوس كه مردم قدر تو را ندانستند و به جای آنكه از دستورهای عالی تو پيروی كنند ، چه خونها به دل تو كردند و آخر ، تو را با اين حال و با فرق‏ شكافته روانه قبر و خاك كردند .
و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظيم

             --------------

وقتی ام كلثوم سراغ آن لعين ازل وابد ( ابن‏ملجم ) می‏رود ، شروع به‏بدگوئی كردن به او می‏كند كه پدر من با تو چه كرده بود كه چنين كاری كردی‏ ؟ بعد به او می‏گويد : اميدوارم كه پدرم سلامت خود را باز ياب و روسياهی‏برای تو بماند . تا اين جمله را ام كلثوم گفت ، ابن ملجم شروع به صحبت‏ كرد و گفت : خاطرت جمع باشد ،من آن شمشیر را به هزار درهم ( يا دينار ) خريدم و هزار درهم ( يا دينار ) دادم تا مسمومش كردند و من سمی به اين شمشير خورانيده ام كه اگر بر سر همه مردم كوفه هم يكجا وارد می‏شد ، همه را از بين می‏برد.مطمئن باش پدر تو زنده نمی‏ماند

------------------------

[ جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 23:39 ] [ سروعلی ] [ ]

چون بيفتم ز پا علي گويم
يا كه خيزم ز جا علي گويم
گر بيفتد تنم به بحر بلا
من به بحر بلا علي گويم
گر دلم غرق غم بُود غم نيست
من به هر ابتلا علي گويم
تا ببخشد خدا گناهم را
عوض هر دعا علي گويم
نيستم نا اميد از لطفش
بين خوف و رجا علي گويم
چون به محشر ز خاك برخيزم
من به روز جزا علي گويم
هر چه هست محب او هستم
دم به دم يك صدا علي گويم


ادامه مطلب
[ جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 23:31 ] [ سروعلی ] [ ]

يارب ار نگذري از جرم وكناهم چه كنم ؟

ندهي گر بدر خويش پناهم چه كنم

گربراني ونخواني وكني نوميدم

به كه روي آرم وحاجت زكه خواهم چه كنم

گرببخشي گنهم شرم مرا آب كند

ورنبخشي توبدين روي سياهم چه كنم

نتوانم كنم انكار گنه يك زهزار

كه تو بودي به همه حال گواهم چه كنم

بارالها كرمي ،مرحمتي، امدادي

كاروان رفته ومن مانده به راهم چه كنم

[ جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 23:30 ] [ سروعلی ] [ ]

بسوز ای دل بسوز ای دل برای زینب کبری 

 رسیده وقت جانسوز عزای زینب کبری 

 واویلا آه و واویلا 

 همان زینب همان زینب که بوده کوثر کوثر 

 چو شمعی بی صدا سوزد به یاد ماتم دلبر 

 فتاده در دل زارش غم جانسوز عاشورا  

دمادم می زند ناله به یاد روز عاشورا  

به یاد آن زمانی که دلش دریای غمها بود 

 تن نور دو چشمانش ز کینه ارباًارباً بود 

 به یاد آن دمی که شد کنار علقمه غوغا  

مشام جان سقا را رسیده عطری از زهرا 

 به یاد آن زمانی که گل سرخش شده پرپر 

 نشسته تیر زهر آگین به حلقوم علی اصغر 

 به یاد آن زمانی که سر یارش جدا گردید  

سرش چون ماه زیبایی هلال نیزه ها گردید 

 به یاد آن زمانی که به مقتل ناله ها میزد 

 میان خون حسینش را غریبانه صدا میزد

[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 11:32 ] [ سروعلی ] [ ]

ایام مهیا شده بهر صلوات 

ازکعبه شده پدید نَهرِ صلوات 

ظاهر شده از رکن یمانی حیدر

این است همان معنی شهر صلوات

[ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:55 ] [ سروعلی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هذا من فضل ربی
من زخود هیچ ندارم که برآن فخر کنم
هرچه دارم همه از آل محمد(ص) دارم

"جلسه هیات مجمع الذاکرین قائمشهر"
غروب یکشنبه های هر هفته یکساعت بعداز نماز مغرب وعشاء
با اجرا برنامه های آموزش برای ارتقاء مداحان اهل بیت (علیهم السلام)برگزار میباشد.
آموزش قرآن، ادعیه،شعر، مقتل و سیره ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) از جمله برنامه های این هیات می باشد.

ای که بر وبلاگ من کردی گذر
ترسم بروی ، بدون اظهار نظر
-
من نگویم نظر خوب بده
نقد بر پایه ی اسلوب بده
-
ره نشانم بده بی عیب شود
یا از این صفحه به کل غیب شود
امکانات وب