مجمع الذاکــــــرین قائمــــــــشهر
ضیافت الحسین

بسوز ای دل بسوز ای دل برای زینب کبری 

 رسیده وقت جانسوز عزای زینب کبری 

 واویلا آه و واویلا 

 همان زینب همان زینب که بوده کوثر کوثر 

 چو شمعی بی صدا سوزد به یاد ماتم دلبر 

 فتاده در دل زارش غم جانسوز عاشورا  

دمادم می زند ناله به یاد روز عاشورا  

به یاد آن زمانی که دلش دریای غمها بود 

 تن نور دو چشمانش ز کینه ارباًارباً بود 

 به یاد آن دمی که شد کنار علقمه غوغا  

مشام جان سقا را رسیده عطری از زهرا 

 به یاد آن زمانی که گل سرخش شده پرپر 

 نشسته تیر زهر آگین به حلقوم علی اصغر 

 به یاد آن زمانی که سر یارش جدا گردید  

سرش چون ماه زیبایی هلال نیزه ها گردید 

 به یاد آن زمانی که به مقتل ناله ها میزد 

 میان خون حسینش را غریبانه صدا میزد


موضوعات مرتبط: حضرت زینب (س)
[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 11:32 ] [ سروعلی ] [ ]

ایام مهیا شده بهر صلوات 

ازکعبه شده پدید نَهرِ صلوات 

ظاهر شده از رکن یمانی حیدر

این است همان معنی شهر صلوات


موضوعات مرتبط: امام علی (ع)
ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:55 ] [ سروعلی ] [ ]

در عرش و زمین چه محشری بر پا بود 

میلاد تو جان تازه بر دل ها بود 

ای كوثر ثامن الحجج! آمدنت

تفسیر دوباره ای ز أعطینا بود


موضوعات مرتبط: امام جواد(ع)
ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 8:53 ] [ سروعلی ] [ ]

درعرش ز شادی و شعف همهمه است

بین  همه قدسی نفسان زمزمه است

گر جان و دل اهل ولایت شاد است

میلاد امام و مادرش  فاطمه است

-------------------------

الگوی همیشه باورت آمده است

سرچشمۀ نور اطهرت آمده است

گر عیدی خویش را ز تو می طلبیم

ای صاحب عصر مادرت آمده است


موضوعات مرتبط: حضرت زهرا (س)
ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 15:23 ] [ سروعلی ] [ ]

كريما به رزق تو پرورده ايم

به انعام و لطف تو خو كرده ايم

گدا چون كرم بيند و لطف و ناز

نگردد زدنبال بخشنده باز

چو ما را به دنيا تو كردى عزيز

به عقبى همين چشم داريم نيز

خدايا به عزّت كه خوارم مكن

به ذُلّ گنه شرمسارم مكن

به لطفم بخوان و مران از درم

ندارد بجز آستانت سرم

تو دانى كه مسكين و بيچاره ايم

فرومانده نفس امّاره ايم

به مردان راهت كه راهى بده

وزين دشمنانم پناهى بده

خدايا به ذات خداونديت

به اوصاف بى مثل و ماننديت

به لبّيك حجّاج بيت الحرام

به مدفون يثرب عليه السلام

به طاعات پيران آراسته

به صدق جوانان نوخاسته

كه چشمم ز روى سعادت مبند

زبانم به وقت شهادت مبند

 -------

دل که با دلبر نباشد چشم تر بی فایده است

دیدگان خواب را شوق سحر بی فایده است

از فراق آزرده ای فکر راه چاره باش

بی عمل هی صحبت ازخون جگربی فایده است

کربلا که می روی تصمیم بر تقوا بگیر

دست خالی چون که برگردی سفربیفایده است

من از این و آن خبر دارم ولی ازیار نه

جز ظهوراصلا برایم هر خبر بی فایده است

پای منبرها  نشستن هم مرا آدم نکرد

صحبت از انسانیت درگوش کر بی فایده است

نفس را اول فدای مقدمش کن بعد سر

ترک لذت تانکردی ترک سر بی فایده است

شهرماوقتی که جای یوسف زهرا نشد

در پی اش گشتن میان هرگذربی فایده است

منتَظِر باید برای منتَظَر کاری کند

هرچه هم باشد درخت بی ثمر بی فایده است

صورت سرخ شهیدان برهمه اثبات کرد

ادعای عشق بی میل خطر بی فایده است

ازتوماآموختیم این درس را ای منتقم

گریه جز بر کربلا از هر نظر بی فایده است

------

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت

بی تو ای هستیِ حیدر چه عذابی بكشم

زار و سرگشته و مُضطر چه عذابی بكشم

هر نفس ، هر دلِ شب آرزوی مرگ كنم

سرِ این قبرِ مُطَّهر چه عذابی بكشم

چقدر عمرِ تو در خانه ی من زود گذشت

آه ای سوره ی كوثر چه عذابی بكشم

بعدِ نُه سال از این شرم، كه خم گشته و پیر

دادمت دستِ پیمبر چه عذابی بكشم

موقعِ رفت و شد از خانه كه می گردد باز

لنگۀ سوختۀ در چه عذابی بكشم

نیمی از صورتِ تو پردۀ اِبهام گرفت

از غمِ سیلی و معجر چه عذابی بكشم

هر شب از روضۀ تكراری كابوسِ حسن

مادرم را نزن آخر چه عذابی بكشم

زینبت بر سرِ سجاده زبان می گیرد

من از این نوحۀ مادر چه عذابی بكشم

از خدا در غمِ تو صبرِ مرا می خواهد

چادر انداخته بر سر چه عذابی بكشم

بچه های تو سرِ سفره تحمّل نكنند

جایِ خالیِ تو دیگر چه عذابی بكشم

هیچ كس از خبرِ مرگِ تو افسوس نخورد

بعدِ  تو گشته مُقدر چه عذابی بكشم

بینِ مسجد همه برگشته به من خیره شدند

قاتلت رفت به منبر چه عذابی بكشم

از چهل مرد نمائی كه تو را سخت زدند

شده تقدیر مكرر چه عذابی بكشم

خارِ چشمم شده خندیدنِ قنفذ هر روز

بی تو ای لالۀ پرپر چه عذابی بكشم

[ چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 10:9 ] [ سروعلی ] [ ]
[ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 0:9 ] [ سروعلی ] [ ]

يا زهرا(س)

شبيه شمع چكيدن به تو نمي آيد

و مرگ را طلبيدن به تو نمي آيد

 خودت بگو كه مگر چند سال داري تو؟

جوان شهر خميدن به تو نمي آيد

 هزار بار نگفتم ميا به دنبالم؟

ميا به كوچه دويدن به تو نمي آيد

 فقط بلند نشو ، چون كه زود مي افتي

بدون بال ، پريدن ، به تو نمي آيد

تلاش كن كه دو چشمي مرا نگاه كني

چنين نديدن و ديدن به تو نمي آيد

تكان نخور قفس ِ سينه ات تكان نخورد

نفسْ بلند كشيدن به تو نمي آيد

 بمان كه دخترمان را خودت عروس كني

به آرزو نرسيدن به تو نمي آيد

(علي اكبر لطيفيان)

برگزیده ای از اشعار فاطمیه را در ادامه مطلب ببینید


موضوعات مرتبط: حضرت زهرا (س)
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:54 ] [ سروعلی ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

هذا من فضل ربی
من زخود هیچ ندارم که برآن فخر کنم
هرچه دارم همه از آل محمد(ص) دارم

"جلسه هیات مجمع الذاکرین قائمشهر"
غروب یکشنبه های هر هفته یکساعت بعداز نماز مغرب وعشاء
با اجرا برنامه های آموزش برای ارتقاء مداحان اهل بیت (علیهم السلام)برگزار میباشد.
آموزش قرآن، ادعیه،شعر، مقتل و سیره ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) از جمله برنامه های این هیات می باشد.

ای که بر وبلاگ من کردی گذر
ترسم بروی ، بدون اظهار نظر
-
من نگویم نظر خوب بده
نقد بر پایه ی اسلوب بده
-
ره نشانم بده بی عیب شود
یا از این صفحه به کل غیب شود
لینک دوستان
امکانات وب